خلاصه داستان: رِمی، موشی بااستعداد که عاشق آشپزی و خلق طعمهای تازه است، رؤیای تبدیل شدن به سرآشپزی حرفهای را در سر دارد؛ رؤیایی که با زندگی موشها و دنیای آشپزخانههای انسانی سازگار به نظر نمیرسد. سرانجام، او در پاریس و در نزدیکی رستورانی مشهور قرار میگیرد و با لینگویینی، جوانی دستوپاچلفتی که در همان رستوران کار میکند، آشنا میشود. همکاری غیرمعمول این دو، فرصتی برای دنبال کردن رؤیای رِمی فراهم میکند؛ اما حفظ این راز در دنیای سختگیر آشپزی، چالشهای تازهای به همراه دارد.
خلاصه داستان: با نزدیک شدن زمان رفتن اندی به دانشگاه، وودی، باز و دیگر اسباببازیهای محبوبش با آیندهای نامعلوم روبهرو میشوند. در پی اتفاقی غیرمنتظره، آنها سر از مهدکودک سانیساید درمیآورند؛ جایی که در ابتدا به نظر میرسد فرصتی تازه برای بازی و سرگرمی باشد، اما خیلی زود شرایط پیچیدهتر از انتظارشان میشود. حالا این گروه باید در کنار هم راهی برای رهایی از وضعیت دشوارشان پیدا کنند و پیوندی را که سالها میانشان شکل گرفته، حفظ کنند.
خلاصه داستان: وقتی وودی، اسباببازی محبوب اندی، هنگام تلاش برای نجات یکی از دوستانش توسط یک کلکسیونر دزدیده میشود، به مجموعهای ارزشمند از اسباببازیهای وسترن منتقل میشود. در آنجا وودی با جسی، بولچشم و استینکی پیت آشنا میشود و متوجه میشود که گذشتهای مهم در انتظار اوست. در همین حال، باز لایتیر و دیگر اسباببازیها برای پیدا کردن وودی وارد ماجراجویی خطرناکی میشوند. وودی باید تصمیم بگیرد که به زندگی تازهای که پیش رویش قرار گرفته بپیوندد یا به خانه و دوستانش بازگردد.
خلاصه داستان: سوفی، دختر جوانی که در یک کلاهفروشی کار میکند، پس از برخورد با جادوگری مرموز به نام هاول، گرفتار نفرین یک جادوگر میشود و ظاهرش به پیرزنی سالخورده تغییر میکند. او برای شکستن این طلسم راهی سفری ناشناخته میشود و به قلعهای متحرک و جادویی پناه میبرد؛ جایی که با هاول و همراهان عجیبش آشنا میشود. در حالی که جنگی ویرانگر سرزمین را فرا گرفته، سوفی تلاش میکند راز نفرین خود را کشف کند و با قدرت عشق و شجاعت، سرنوشت خود و اطرافیانش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: یسپر، پسر جوان و تنبلی که بهعنوان پستچی به شهری دورافتاده و سرد در شمال فرستاده میشود، باید در مدت مشخصی تعداد زیادی نامه تحویل دهد تا بتواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او در این شهر با کلاوس، نجاری منزوی که خانهاش پر از اسباببازیهای دستساز است، آشنا میشود. همکاری این دو برای رساندن اسباببازیها به کودکان، بهتدریج شادی و مهربانی را به شهر بازمیگرداند و سنتی را شکل میدهد که ریشههای افسانه بابانوئل را روایت میکند.
خلاصه داستان: پس از سقوط یک ربات هوشمند به نام رز در جزیرهای دورافتاده، او باید راهی برای زنده ماندن در طبیعت و سازگاری با محیطی ناآشنا پیدا کند. زندگی رز زمانی تغییر میکند که بهطور اتفاقی مسئولیت مراقبت از یک جوجه غاز یتیم را بر عهده میگیرد. او با کمک حیوانات جزیره تلاش میکند تا جوجه را برای زندگی در طبیعت آماده کند؛ تجربهای که به او میآموزد معنای واقعی خانواده، دوستی و فداکاری چیست.