خلاصه داستان: با نزدیک شدن زمان رفتن اندی به دانشگاه، وودی، باز و دیگر اسباببازیهای محبوبش با آیندهای نامعلوم روبهرو میشوند. در پی اتفاقی غیرمنتظره، آنها سر از مهدکودک سانیساید درمیآورند؛ جایی که در ابتدا به نظر میرسد فرصتی تازه برای بازی و سرگرمی باشد، اما خیلی زود شرایط پیچیدهتر از انتظارشان میشود. حالا این گروه باید در کنار هم راهی برای رهایی از وضعیت دشوارشان پیدا کنند و پیوندی را که سالها میانشان شکل گرفته، حفظ کنند.