خلاصه داستان: یک سارق افسانهای برای اجرای نقشهای بزرگ جهت دزدیدن تابلوی مشهور مونالیزا، از دو جوان با مهارتهای متفاوت کمک میگیرد: کیارا، متخصص جرایم سایبری، و جی، متخصص مواد منفجره. اما با آشکار شدن پیوندی غیرمنتظره میان این سه نفر، نقشه سرقت به ماجرایی خانوادگی و پرتنش تبدیل میشود؛ ماجرایی که موفقیت آن به همکاری افرادی بستگی دارد که هنوز بهسختی میتوانند یکدیگر را تحمل کنند.
خلاصه داستان: تنزینگ نورگای، کوهنوردی شرپا از منطقه هیمالیا، رؤیای رسیدن به قله اورست را در سر دارد؛ اما مسیر او بهسوی این هدف دشوار، تنها با خطرات مرگبار کوهستان همراه نیست. او باید برای بهرسمیت شناخته شدن تواناییهایش و حضور در گروه اکتشافی بریتانیا، با تبعیض و محدودیتهای طبقاتی نیز مقابله کند. در کنار همسرش داوا و با شکلگیری همکاریای سرنوشتساز با کوهنورد نیوزیلندی، ادموند هیلاری، تنزینگ برای صعودی تاریخی آماده میشود؛ سفری که معنای آن برای او فراتر از فتح یک قله است.
خلاصه داستان: سوفی، دختر جوانی که در یک کلاهفروشی کار میکند، پس از برخورد با جادوگری مرموز به نام هاول، گرفتار نفرین یک جادوگر میشود و ظاهرش به پیرزنی سالخورده تغییر میکند. او برای شکستن این طلسم راهی سفری ناشناخته میشود و به قلعهای متحرک و جادویی پناه میبرد؛ جایی که با هاول و همراهان عجیبش آشنا میشود. در حالی که جنگی ویرانگر سرزمین را فرا گرفته، سوفی تلاش میکند راز نفرین خود را کشف کند و با قدرت عشق و شجاعت، سرنوشت خود و اطرافیانش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: یسپر، پسر جوان و تنبلی که بهعنوان پستچی به شهری دورافتاده و سرد در شمال فرستاده میشود، باید در مدت مشخصی تعداد زیادی نامه تحویل دهد تا بتواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او در این شهر با کلاوس، نجاری منزوی که خانهاش پر از اسباببازیهای دستساز است، آشنا میشود. همکاری این دو برای رساندن اسباببازیها به کودکان، بهتدریج شادی و مهربانی را به شهر بازمیگرداند و سنتی را شکل میدهد که ریشههای افسانه بابانوئل را روایت میکند.
خلاصه داستان: پس از سقوط یک ربات هوشمند به نام رز در جزیرهای دورافتاده، او باید راهی برای زنده ماندن در طبیعت و سازگاری با محیطی ناآشنا پیدا کند. زندگی رز زمانی تغییر میکند که بهطور اتفاقی مسئولیت مراقبت از یک جوجه غاز یتیم را بر عهده میگیرد. او با کمک حیوانات جزیره تلاش میکند تا جوجه را برای زندگی در طبیعت آماده کند؛ تجربهای که به او میآموزد معنای واقعی خانواده، دوستی و فداکاری چیست.
خلاصه داستان: میگل، پسری دوازدهساله با آرزوی تبدیل شدن به یک موسیقیدان بزرگ، در خانوادهای زندگی میکند که موسیقی را ممنوع کردهاند. او که شیفته یکی از مشهورترین نوازندگان مکزیک است، در جریان اتفاقاتی غیرمنتظره به سرزمین شگفتانگیز مردگان قدم میگذارد. میگل در آنجا با هکتور آشنا میشود و همراه او سفری پرماجرا را آغاز میکند تا رازهای پنهان گذشته خانوادهاش را کشف کند؛ سفری که نگاه او را به خانواده، خاطرات و رؤیاهایش تغییر میدهد.